سيد ظهير الدين مرعشى

57

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

چون ملك اسكندر را با امير اسد الله آملى طريق مخالفت در ميان بود كه سيد اسد اللّه با ملك كاوس موافقت كلّى داشت به سرحدّ آمل به موضع ميرآناباد نزول افتاد و ده روز در آن‌جا اقامت رفت ، و بعد از آن فيما بين ملك مذكور و سيد اسد اللّه صلح كرده معاودت نمودند . هزار نفر از عساكر گيل و ديلم در ناتل رستاق باز ايستاده سپهسالار فرّخ‌زاد با ساير عساكر بازگشت . چون زمستان بگذشت ، ملك كاوس باز بنياد فتنه كرد و با سيد اسد اللّه قرار دادند كه ملك كاوس از راه كچور و سيد اسد اللّه از جانب آمل هجوم آورند و از ملك بيستون بن ملك اويس كه برادرزادهء او و حاكم كلارستان و چالوس بود با برادران و ساير بنو اعمام بيعت بستاند . ملك شهر اكيم نامى كه از نبيره‌هاى جلال الدوله اسكندر بن تاج الدولهء زيار بود و مرد جلد و كماندار نيك بود ، فرزند خود ملك اويس را با جمعى از عساكر همراه كرده به كلارستاق بفرستاد ، و ايشان به چالوس در آمدند و سر راه گيلانيان بگرفتند تا چون ايشان به ناتل بتازند اگر ملك اسكندر با لشكر گيلان خواهد كه به طرف گيلان رود ، سر راه بگيرند و نگذارند بدر روند ، و قلعهء كچور را كيا محمد بن شاه ملك ديلمى با شصت نفر مرد ديلم به محافظت مشغول بودند . چون اين خبر تحقيق شد شصت نفر سپاهى گيل را با سيّد احمد فرزند مؤلّف كتاب همراه كرده و نقاره و سرناى به دو دادند به ناتل - كنار بازداشته شد . ملك اسكندر با ساير عساكر گيل و ديلم از ناتل ، شام روز دوشنبه بيست و دوم شوال هشتصد و شصت و نه سوار شده به جمعى ملوك كه در چالوس براى جلوگيرى جمع شده بودند شبيخون كرده صباح روز سه‌شنبه دو ساعت از روز گذشته به كنار چالوس‌رود رسيده ، چند نفر پياده بر سر راه ايستاده بودند . چون ديدند كه لشكر گيلان رسيد فرار نموده بازگشتند . چون از رودخانه گذشته شد معلوم شد كه ملوك نيز چالوس را گذاشته به قريهء ديزگران كه بالاى چالوس است به سر راه كلارستاق رفتند ملك اسكندر شب را